تبليغاتX
عشق آسمونی

عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن

 ای دوست :

     تا هستم ندانی کیستم

              وقتی دانی کیستم

                             که دگر نیستم...

*************************************

سرنوشت عاشقان پایان نداره

                  دل عاشق در این دنیا سر و سامان نداره

 

 

*************************************

یادم باشد:

حرفی نزنم که به کسی بربخورد

          راهی نروم که بیراهه باشد

               نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

*************************************

من از چشمان خویش آموختم رسم محبت را

که هرعضوی به دردآیدبه جایش دیده میگرید

*****************************

زندگی گل سرخی است به نام  عشق

گل زردی است به نام  دوری

ودرآخرطوفان سهمگینی است به نام جدایی

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 22:20 توسط آیدا |

ای سفر کرده بیا

بی تو گل بوته عمرم پژمرد

بی تو جانم فرسود

تک چراغ شب بختم افسرد

ای سفر کرده ، سفر کرده ، سفر کرده من!

دل من رفته ز دست

چشم من مانده به راه

منم و موی سپید ، منم و روز سیاه

هر شب مهتابی

ماه در دیده من فانوسی است

که سر راه تو می آید باز

به امیدی که بیایی شاید...

زین ره دور و دراز

هر شب مهتابی

کهکشان در نظرم،جاده سیمن دوزی است

که برای تو چنین رخشنده است

که برای تو چنین تابنده است

ای سفر کرده ی ما!

پای بگذار بر این جاده سیمین و بیا

هر شب مهتابی

هر ستاره به نظر دانه مرواریدی است

که فرو ریخته از رشته گردنبندی

یا که شمعی است که افروخته حاجتمندی

زیر لب می گویم:

این همه مروارید،این همه شمع و چراغ

همره آینه روشن ما

دختر شب ، پسر رهگذرت آورده است

یا به خشنودی این مژده که بر میگردی

آسمان خانه نیلینه چراغان کرده است

ای سفر کرده بیا!

بی تو من هستم و من

منم و تنهایی

بی تو در خلوت دنیای سکوت

می کشد بر در و دیوار دلم

دست نقاش خیال،طرح زیبای تو را

دیده هر سو فکنم،پیش نظر میبینم

گل سیمای تو را

خویش را با تو در آیینه دل مینگرم

چشم بر چشم و نگه در نگه و روی به روی

ناگهان می یابم

آشنا با لب خود ،مخمل لبهای تو را

ای سفر کرده ، سفر کرده ، سفر کرده بیا!

بی تو گل بوته عمرم پژمرد

بی تو جانم فرسود

تک چراغ شب بختم افسرد

ای سفر کرده بیا.......

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 22:16 توسط آیدا |

بار محبت از همه باری گرانتر است

         وانکس کشد که از هم کس ناتوانتر است

چون شرح اشتیاق دهم در حضور دوست

         بیچاره ای که از همه کس بیزبانتر است

//////////////////////*******/////////////

دل عاشق به پیغامی بسازه

                        خمار آلوده بر جامی بسازه

مرا کیفیت چشم تو کافیست

                        ریاضتکش به بادامی بسازه

///////////////////////*******///////////////

من درد تو را ز دست آسان ندهم

                 دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

                کان درد به صد هزار درمان ندهم

/////////////////////*******////////////////

خداوندا!

چرا دل آفریدی؟

چرا رخسار زیبا آفریدی؟

اگر عاشق شدن جرم و گناهه،

                       پس چرا دلهای عاشق آفریدی؟

////////////////////////*******///////////////////

لاله کاران دیگر لاله نکارید

         باغبانان دو دست از گل بردارید

                  اگر رسم گلان این بود که دیدم

                                گل از بیخ برکنید و خز بکارید!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 14:57 توسط آیدا |

دلم برات تنگ شده جونم....میخوام ببینمت نمیتونم

دل من غصه نخور زندگی سبزه دل من

دل من گریه نکن بارون قشنگه دل من

دل من یادت میاد اونروزی که داد میزدی

دل من یادت میاد پیش اون فریاد میزدی؟

دل من من میدونم بازم دلت قصه میخواد

چه کنم بی اون دیگه صدای من درنمیاد

من میخوام بازم بشم آهو و باز فرار کنم

از تو ی قفس میخوام تنها اونو صدا کنم

من دلم میخوادرو نیمکت توی سایه بشینم

تابازم چشمی بشم که عکس اونو ببینم

من میخوام جدولارو حل بکنم

برای مشکلمون کلیدی رو پیدا کنم

من میخوام پر بزنم داد بزنم

یا برم یواشکی به باغ اون سر بزنم

من میخوام اشکی باشم که درفراغش بریزه

من میخوام چشمی باشم که تنها اونو ببینه

من میخوام بازم کنارش بشینم

توی اون لحظه بهارو ببیینم

من میخوام بازم ترانه بخونم

اون نگام کنه تا من جون بگیرم

مهربون یادت میاد یه روزباهم غریب بودیم؟

مهربون بادت میاد بی رنگ و بی هدف بودیم؟

مهربون یادت میاد آتیشی که زدی به من؟

اون روزی که داد زدی مقلدی و بی ثمر؟

من که یادم نمیره دلم گرفت

من که یادم نمیره گریم گرفت

من که یادم نمیره بعدش چه حالی کشیدم

اون روزی که اسمتو تولیست وبلاگا دیدم

بعد همش دلم میخواست حرف بزنم

سوی تو بیام برات پر بزنم

یادته میگفتی اون باید بخواد

یادته گفتی دلم تورو میخواد؟

عزیزم غصه نخور هرچی بخوایم اون نمیشه

زندگی هرچی قشنگ باشه گلستون نمیشه

عزیزم بذار باهم منتظر بهار باشیم

توی جاده وایسم و تنها نشیم

ما دلامون یکیه پس میتونیم

دست به دست بدیم و تنها نمونیم

ولی این رو میدونیم که اختیار

بهترش اینه که باشه دست یار

بر گرفته از وبلاگ دلتنگیهای من

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 22:1 توسط آیدا |

زندگی مثل فلاش دوربین عکاسی میمونه.پس سعی کنیم جلوی این دوربین خوب فیگور بگیریم تا بعدها مجبور نشیم این عکس رو تو آلبوم زیر عکس های دیگه  بذاریم،بلکه هروقت اون عکس رو دیدیم به خودمون افتخار کنیم!

****************************

خدای من ، خدای خوب و مهربون!

قلب کوچکم را در میان شکوفه های بهاری گذاشته ام تا از کبوتران ترانه محبت بیاموزند.

خدای من!

من و قلب کوچکم دوست داریم در آسمان صاف و آبی پرواز کنیم و دعا کنیم که ما همه کودکان دست در دست هم دهیم و قلک های کوچک خودمان را برای وصال عاشقان هدیه دهیم و از همه بزرگتر های سبز سرزمین سبزمان بخواهیم تا مارا یاری کنند

      تا همه از بهاری سبز و شیرین لذت ببرند

*هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم*

شماره حساب یک جمله عاشقانه،بانک ملی عشق،شعبه وبلاگ

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 21:44 توسط آیدا |